مقدمه
در بازار فولاد ایران، دو روایت موازی در حال شکلگیری است: یکی روایت دیپلماسی که میگوید پیامها همچنان رد و بدل میشوند و میز مذاکره هنوز واژگون نشده؛ دیگری روایت میدان که از آمادهسازی نظامی، محاصره دریایی و قیمتهایی حکایت میکند که هر روز بالاتر میروند. فولاد ضدزنگ در نقطه تلاقی این دو روایت ایستاده است.
دو روایت متناقض از یک واقعیت
روایت رسمی تهران و واشنگتن هنوز بر «تداوم تبادل پیام» استوار است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز شانزدهم مهرماه اعلام کرد که «روند مذاکراتی همچنان ادامه دارد و از طریق میانجیها پیامهایی رد و بدل میشود» و ایران مشغول بررسی دیدگاههای آمریکا درباره «طرح هفتروزه» است . سید کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه، نیز تأکید کرد که نظرات آمریکا در داخل کشور در حال بررسی است و «هرگاه نظرات نهایی آماده شود، از طریق مقتضی اعلام خواهد شد» .
اما روایت میدانی تصویر متفاوتی ارائه میدهد. روزنامه الاخبار به نقل از منابع امنیتی آگاه گزارش داد که «دیدگاه غالب در نهادهای ایران، بهویژه شورای عالی امنیت ملی، از احتمال بیشتر ازسرگیری جنگ در مقایسه با دستیابی به توافق حکایت دارد» . این ارزیابی بر این مبناست که واشنگتن «توافقی نسبتاً متوازن، مشابه تفاهم اسلامآباد، را نمیپذیرد و تهران نیز بهطور قاطع با تسلیم شدن در برابر خواستهها و شروط حداکثری آمریکا مخالفت میکند» .
 - Copy 2.jpg)
همزمان با این تحولات دیپلماتیک، وضعیت در میدان به شکلی دیگر در حال شکلگیری است. یک گروه ضربت ناوهواپیمابر آمریکایی با حدود ۹,۰۰۰ نظامی در راه منطقه است و پیشبینی میشود اواخر نوامبر به خاورمیانه برسد یعنی دقیقاً پس از انتخابات میاندورهای آمریکا . دو سامانه پدافندی پاتریوت نیز به عربستان و قطر اعزام شدهاند . در طرف مقابل، ایران اعلام کرده که «در صورت وقوع هرگونه تجاوز جدید آمریکا، طرح پاسخ بر سه محور استوار خواهد بود: گسترش محدوده جغرافیایی جنگ، طولانیتر کردن مدت آن و چند برابر کردن هزینهها و پیامدهای آن» .
تنگه هرمز؛ گلوگاهی که بستهتر میشود
فولاد ضدزنگ در ایران از سه مسیر تأمین میشود: واردات مستقیم از چین و شرق آسیا، واردات از مسیرهای جایگزین مانند دریای خزر، و تولید داخلی که خود به مواد اولیه وارداتی وابسته است. هر سه مسیر در ماههای اخیر با اختلال مواجه شدهاند.
دادههای میدانی عمق بحران را نشان میدهد. بر اساس آمار Kpler، در ششم اکتبر تنها ۷ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند کمترین رقم در بیش از دو ماه گذشته . حجم انتقال نفت خام نیز ۲۷ درصد کاهش یافت و در هفته منتهی به پنجم اکتبر، ۱۲ حمله به نفتکشها در این منطقه ثبت شد که بالاترین رقم از زمان آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ است .
تخمین زده میشود که در اوج محاصره، ظرفیت عملی مسیرهای معمول واردات استیل تا حدود ۹۰ درصد کاهش یافته باشد . بخشی از کشتیها امکان ادامه مسیر نیافتهاند و محمولههایشان در آبهای آزاد معلق مانده است. محمولههای رسیده نیز بهدلیل محدودیتهای گمرکی در جنوب، با تأخیر ترخیص مواجه شدهاند . نتیجه این وضعیت، کاهش شدید موجودی انبارها و ایجاد عدم تعادل جدی میان عرضه محدود و تقاضای موجود است.
قیمتهایی که «صرفه جنگی» را نشان میدهند
قیمت ورق استیل ۳۰۴ با ضخامت ۰.۴ میلیمتر در حال حاضر حدود یک میلیون و دویست و هشتاد هزار تومان به ازای هر کیلوگرم معامله میشود که رشد سالانه آن به ۲۸ درصد میرسد . این در حالی است که قیمت همین محصول در دیماه ۱۴۰۴ حدود ۳۳۰ هزار تومان بود یعنی جهشی حدود ۱۰۵ درصدی در بازهای کمتر از یک سال .
اما آنچه این جهش را از نوسانات معمول بازار متمایز میکند، ترکیب دو عامل است: هزینههای جهانی و صرفه ریسک. قیمت نیکل بهعنوان عنصر کلیدی تولید استیل تحت تأثیر کاهش تولید در اندونزی با محدودیت عرضه مواجه شده است. در بازارهای جهانی نیز شرکتهایی مانند Nucor و CSI قیمت ورق گرم را به ترتیب به ۱,۲۴۰ و ۱,۳۰۵ دلار در هر تن رساندهاند. اما عامل تعیینکنندهتر، هزینههای لجستیک و بیمه است: با قرار گرفتن خلیج فارس و تنگه هرمز در محدوده پرریسک، هزینه پوشش بیمه دریایی بهشدت افزایش یافته و کرایه حمل نیز جهش کرده است .
این «صرفه جنگی» هزینه اضافی ناشی از ریسک درگیری مستقیماً به قیمت تمامشده واردات اضافه میشود. واردکننده علاوه بر قیمت کالا و نرخ ارز، باید کرایه حمل، بیمه بار، هزینه توقف کشتی، انبارداری و احتمال تأخیر در ترخیص را نیز محاسبه کند . در شرایطی که مسیرهای دریایی مختل است و هر روز خبری از حمله به نفتکشها منتشر میشود، این هزینهها نه فقط پایدار بلکه در حال رشد هستند.
دو سناریو پیش روی بازار
اگر مذاکرات به نتیجه برسد و «طرح هفتروزه» اجرایی شود، احتمالاً شاهد تخلیه بخشی از صرفه جنگی و کاهش قیمتها خواهیم بود. اما این کاهش بهسرعت اتفاق نخواهد افتاد، زیرا زنجیره تأمین مختلشده نیاز به زمان برای بازسازی دارد و محمولههای معلق در آبهای آزاد نیز باید مسیر خود را بیابند.
اگر دیپلماسی شکست بخورد، سناریوی بدتر محتمل است. یک مقام سابق تیم مذاکرهکننده آمریکا هشدار داده که «ممکن است آمریکا در تلاش باشد ایران را به حمله اول تحریک کند» و در صورت وقوع چنین سناریویی، «واشنگتن میتواند حمله نظامی خود را نه تصمیمی برای ازسرگیری جنگ، بلکه اقدامی تلافیجویانه معرفی کند» . در آن صورت، نهتنها قیمت فولاد، بلکه کل معادلات تجاری منطقه با آشفتگی بیسابقهای مواجه خواهد شد.
پرسش «صرفه جنگی استیل تا کجا ادامه دارد؟» در نهایت به پاسخ یک پرسش دیگر گره خورده است: آیا میز مذاکره واژگون میشود یا نه؟ تا زمانی که این پرسش بیپاسخ بماند، بازار استیل ایران در وضعیتی معلق میان دو روایت دیپلماسی و میدان باقی خواهد ماند و قیمتها، هر روز، وزن این ابهام را به دوش خواهند کشید.







